اخبار > در قلمرو هنر مدرن سبك فرشچيان بي‌همانند است


  چاپ        ارسال به دوست

رابرت هيلن برنارد، استاد دانشگاه ادينبورگ:

در قلمرو هنر مدرن سبك فرشچيان بي‌همانند است

رابرت هيلن براند استاد هنر اسلامي دانشگاه ادينبورگ-انگلستان درباره استاد فرشچيان معتقد است: «در قلمرو هنر مدرن سبك فرشچيان بي‌همانند است.»

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، رابرت هيلن براند استاد هنر اسلامي دانشگاه ادينبورگ درباره استاد محمود فرشچيان معتقد است: «استاد در كشور زادگاه خود از موفقيت چشم‌گيري برخوردار است و آثار او در موزه آستان قدس رضوي در مشهد و موزه فرشچيان در مجموعه تاريخي-فرهنگي سعدآباد تهران در معرض ديد دوستداران هنر قرار دارد. در قلمرو هنر مدرن ايران، سبك فرشچيان داراي جايگاه بي‌همانند و بي‌ترديدي است.»

وي‌ در اين باره اضافه كرده: «اما گذشته از آن، آثار او جاذبه ديگري نيز دارد. مشاهده اينكه چگونه يك سنت باستاني در هر عصري در پوششي تازه و بديع عرض وجودي مي‌كند و تجلي مي‌يابد، همواره مايه خشنودي بوده است و انگاره‌هاي بازآفريني‌شده در مجلد سوم نقاشي‌هاي محمود فرشچيان گواه راستين اين مدعاست. اين تابلوها در خط و رنگ بازتابي هر چند دور و كاملا كم‌رنگ از آثار صفوي سده يازدهم در خود دارند.
اما مضامين آنها بر روي هم چنين نيستند، بلكه مسير تخيل و حال و هواي كاملا متفاوتي را دنبال مي‌كنند. آنچه اين مضامين عرصه مي‌كنند همانند بسياري از نقاشي‌هاي مجموعه‌هاي پيشين فرشچيان، تأملات ژرف‌تري در دورنمايه‌هاي انتزاعي مانند «محبت»، «عطوفت» و «وساطت» است و با استفاده از عنوان‌هاي خاطره‌انگيزي مانند «در راه ملكوت» و «سراب» به منزله محركه الهامات هنري، بيننده را به فراسوي موضوع ظاهري پرده سوق مي‌دهند.»

براند در ارزيابي خود از كارهاي استاد فرشچيان گفته: «ويژگي‌هاي برجسته اين آثار را از طريق بررسي جنبه‌هاي يكي دو نمونه از آنها بهتر مي‌توان ارزيابي كرد، گرچه اين خود با در نظر گرفتن پيچيدگي‌هاي بي‌اندازه محتوا و جزئيات آنها كاري بسيار دشوار است. گستره درونمايه‌ها و فضاهاي آثار فرشچيان پهناور است و او در نقاشي‌هاي خود به ياري خطوط با وقار، تمام‌عيار و خلسه‌آور جهان ديگري را فرا مي‌خواند؛ جهاني كه گاه پرجذبه و وجد و حال است و گاه سودازده و اندوهبار، گاه اميدبخش است و گاه نوميدوار، گاه سربلند است و گاه ستم‌ديده، اما همواره بي‌ترديد از آن خود اوست.»

وي در تشريح روحيه هنري فرشچيان نيز اضافه كرده: «از زيبايي آفرينش لذت مي‌برد و تابلوي «باغ بهشت» او با طيف متنوع رنگ‌ها و ريزه‌كاري‌هاي چشمگير آن يادآور «دربار كيومرث» شاهكار برجسته عصر صفوي است كه خود سرودي در ستايش آفرينش است. انگاره‌هاي تصويري با نيات مذهبي بارز، ذهنيت يكسره متفاوتي را القا مي‌كنند.»

هيلن براند در همين زمينه افزوده: «يكي از اين موارد، حضرت ابراهيم(ع) را با دست‌هاي برافراشته به سوي نور درخشاني نشان مي‌دهد و فرشتگان در حالتي رازآميز انگشت بر لب نهاده‌اند و در حاشيه نظاره‌گرند. ضمنا حاشيه ميان خطوط مستقيم محسوس شكل و مرزبندي‌هاي مبهم و تار، ميان آنچه در تصوير است و آنچه نيست در نوسان است.»

وي يكي از مشخصه‌هاي استاد را شناخت وي از هنر ايراني دانسته و در اين باره گفته: «محمود فرشچيان با پيشينه هنر ايراني به خوبي آشناست. اما به شيوه غيرقابل تقليد خود نقاشي مي‌كند كه به هيچ روي با اسلوب‌هاي پيشين هنر ايراني اشتباه نمي‌شود، و او روايتگر پيغام مستقل خويش است. بدين روال، نقاشي‌هاي او بازتابي از جهان‌بيني كاملا فردي اوست و تنها در وهله دوم، توان و ظرفيت جاوداني هنر ايراني در بازآفريني خود، برخورداري دوباره از شكل‌هاي پيشين به شيوه‌هاي شگفت‌انگيز، افتخار به انفجار عظيم رنگ، تمركز بر جزئيات به شيوه‌اي كمابيش ريزبينانه و تلفيق ايده‌هاي فراايراني با جهان انديشه ايراني را به منصه ظهور رسانده است.»


٠٦:٤٦ - 1391/08/15    /    شماره : ٥١٤    /    تعداد نمایش : ١٠١٥



خروج