اخبار > ابديت در چرخش‌هاي خيره‌كننده قلم فرشچيان


  چاپ        ارسال به دوست

شيكنوبو كيمورو رئيس موزه هنر استانداري هيوكن-ژاپن:

ابديت در چرخش‌هاي خيره‌كننده قلم فرشچيان

شيكنوبو كيمورو رئيس موزه هنر استانداري هيوكن-ژاپن درباره آثار استاد فرشچيان معتقد است: «فرشچيان در آثار خود ابديت كائنات را به ياري چرخش‌هاي خيره‌كننده بازنمايي مي‌كند.»

به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر، شيكنوبو كيمورو رئيس موزه هنر استانداري هيوكن-ژاپن با اشاره به شعري از ويليام بليك در رابطه با استاد فرشچيان چنين گفته: «در سرشت بي‌نهايت، هر عنصري داراي گردباد خويش است/ آن‌گاه كه رهرو گسترده ابديت گردباد خود را تا به غايت پيمود/ آن را به درون گويي همچون خورشيد يا ماه يا جهان پرشكوه درخشاني/ طوماروار مي‌پيچد و در چشم‌انداز هستي آشكارا مي‌بيند/ بر اين منوال بهشت گردبادي است كه رهرو گسترده ابديت در ازل از آن گذشته است/ و زمين گردبادي است كه هنوزش تا به انتها نپيموده است. (ويليام بليك:‌ «ميلتون» بيت‌هاي 1804 تا 1808) همچنان كه اين شعر بازگو مي‌كند، گردباد از دوران باستان همواره نماد گذرگاه در سفر به كائنات بوده است. گردباد سرچشمه راستين ابدي و كيهاني وحدت است. بليك در شاهكارهاي نقاشي خود نيز از گردباد در مقام عنصر اصلي استفاده كرده است؛ در چين نيز مفاهيم مشابهي از گردباد، زماني كه لائوتسه درباره «طريق تائو» سخن مي‌گفت وجود داشته است. من از آن رو نقل قول اين شعر بليك را برگزيدم كه تصويرپرداري پوياي گردباد در آثار استاد محمود فرشچيان را به بهترين وجه بازگو مي‌كند.»

وي در همين زمينه افزوده: «البته تابلوهاي او صرفا شكل‌هايي از گردباد نيستند، بلكه بازنمودي از منظومه‌هاي حماسي مانند شاهنامه فردوسي و خمسه نظامي هستند و پيشينه تاريخي آنها را به گونه‌اي شكوهمند و والا مي‌نمايانند. مهارت هنري محمود فرشچيان در كاربرد خطوط فاخر و استوار، رنگ‌هاي پر تلألو و باشكوه و تلفيق و هم‌آميزي‌هاي موشكافانه، نشانگر جهشي عظيم در شيوه‌هاي هنري مكتب‌هاي هرات، تبريز و اصفهان است كه در دوران رنسانس ايراني عصر تيموري و صفوي شكوفا بوده‌اند.»

شيكنوبو كيمورو مكتب اصفهان را اوج مهارت هنري مي‌شمارد و در اين باره مي‌افزايد: «مكتب اصفهان اوج مهارت در خلق تابلوهاي بي‌شمار با دورنمايه حيات اين‌جهاني است كه اندكي به درخت و سبزه آراسته شده‌اند، و رضا عباسي در كاربرد خطوط نرم و موزن و باوقار به قصد عرضه نقش‌هاي حسي و دلپذير مهارتي بسزا داشت. محمود فرشچيان، در عين حال كه آن ويژگي‌ها را به ميراث برده است در آفرينش خطوط گسترده و فراگير و مواج و كاربرد آنها در تركيب‌بندي گردبادهاي اصيل و ابتكاري خويش شيوه‌اي منحصر به خود دارد.»

وي آثار فرشچيان را حاصل نبوغ وي مي‌شمارد و در اين باره مي‌گويد: «فرشچيان با طرح‌هاي نبوغ‌آسا و مبتكرانه، رنگ‌هاي باشكوه و تركيب‌بندي‌هاي چرخان، خود بيننده را در سفري خيالي به سرزمين خاطره‌ها و جهان روياها رهنمون مي‌گرداند و آن همه را آزادانه نمود مي‌بخشد. توصيف تابلوهاي او الهام‌بخش من در بر ساختن واژه‌اي تازه بوده است: «فراطبيعي=سورناتورال». با اين همه بايد بيفزايم كه فراطبيعت‌گرايي (سورناتوراليسم) با آنچه به اصطلاح «فراواقعيت‌گرايي» (سورئاليسم) خوانده مي‌شود يكسان نيست. فرا واقعيت‌گرايي واقعيت را انكار مي‌كند و در تاريكي به دنبال وضعيتي اعتدالي از آگاهي است. اما محمود فرشچيان در كمال استقامت و آرامش در قلمرو واقعيت محض مقام گرفته است و در عين حال «واقعيت» را با رؤياي «فراطبيعي» يعني خيال‌واره‌اي كه از آن خود اوست آميخته و به پيروزي ناشناخته و رازآميزي دست يافته است.»

رئيس موزه هنر استانداري هيوكن-ژاپن در تشريح بيشتر آثار استاد فرشچيان مي‌افزاديد: « فرشچيان در ظاهر، تصويري از اميد عرضه مي‌كند، اما در باطن، سرشار از حس هيجان و بي‌قراري است. بدين لحاظ مي‌توان تابلوهاي او را «رمانتيسيسم فراطبيعي» خواند كه جريان‌هاي پويا در كانون آن قرار دارند. بنابراين همچنان كه بليك و لائوتسه خاطرنشان كرده‌اند، فرشچيان در آثار خود ابديت كائنات را به ياري چرخش‌هاي خيره‌كننده بازنمايي مي‌كند.»


٠٦:٤٧ - 1391/08/15    /    شماره : ٥١٥    /    تعداد نمایش : ٤٤٤



خروج