اخبار > فرشچيان، كلام آخر و درخشان‌ترين فصل منظومه تاريخ هنر است


  چاپ        ارسال به دوست

امبرتو بالديني استاد و رئيس دانشگاه هنر فلورانس ايتاليا:

فرشچيان، كلام آخر و درخشان‌ترين فصل منظومه تاريخ هنر است

 

امبرتو بالديني استاد كرسي تاريخ هنر و رئيس دانشگاه بين‌المللي هنر فلورانس ايتاليا درباره استاد فرشچيان معتقد است: «او كلام آخر و درخشان‌ترين فصل منظومه تاريخ هنر تا اين زمان به شمار مي‌آيد. او در فكر نقش‌آفريني گل نيست؛ او مي‌خواهد ما عطر گل را درك كنيم.»

از زماني كه شهر فلورانس زادگاه عصر روشنگري و خيزگاه جهش هنري اروپا به عنوان خواهرخوانده يا همسر فرهنگي شهر «اصفهان» پرورانده فرزانه‌ترين آفرينان و جلوه‌گاه شكوهمندترين نمادهاي هنري شرق اعلام شد، علاقه من به مرور تاريخ هنر ايران و شناخت هنرمندان آن سرزمين بيشتر شد.

در مسير همين گشت و گذار تحقيقي بود كه با آثار محمود فرشچيان صورتگر نامور ايران آشنا شدم. شگفتي و هيجان برخاسته از اين كشف هنري مرا به لايه‌هاي دروني فرهنگ ايران فرو برد و تا سده‌هاي مياني اسلامي كه يكي از ارجمند‌ترين عهود هنري جهان است و اوج آن را در مكتب هرات و اصفهان مي‌توان ديد و نيز تا ادوار باستاني اين خاستگاه يكي از مدنيت‌هاي عمده جهان پيش راند.

اين كشاكش‌هاي كنجكاوانه پرسش‌هايي را در ذهن من متبادر كرد؛ از جمله با توجه به زبان فوق‌العاده تصويري گويندگان بزرگ ادب فارسي -زباني كه به قول مستشرق شهير ايتاليا جاودان باد الساندرو بوزاني استاد ممتاز همين دانشگاهي كه من افتخار رياست آن را دارم «... زيبايي و كثرت اشعار فارسي را با هيچ زبان ديگري نمي‌توان مقايسه كرد...»- چگونه ممكن است تصور كرد كه هنر نقاشي در آن سرزمين به نقش‌هاي زيبا و دل‌انگيز عالي‌قاپو با كاشيكاري‌هاي مجلل و خيره‌كننده مسجد شيخ لطف‌الله منحصر بوده باشد، يا اگر صورتگران و طراحان بزرگي چون بهزاد و رضا عباسي حضور داشتند، پيشينيان آنان كجا بوده‌اند؟ با عنايت به اينكه هنرهاي تجسمي وسيعا و عميقا با هم مرتبط هستند، در عصري كه تخت جمشيد، نماد عالي‌ترين هنر معماري آن روز جهان، نقش رستم، حاصل دست‌هاي حجاران ممتاز زمان و جام‌هاي طلاي هخامنشيان كار والاي زرگران چيره‌دست دوران در ديدگاه ماست، غيبت صورتگران و نقش‌انگيزان را چگونه مي‌توان پذيرفت؟

محقق نامدار ژاپني ريواچي هياشي در كتاب «جاده ابريشم» از يك شاهزاده ساساني‌تبار به نام «پيروز» خبر مي‌دهد كه دولت مقتدري را در آسياي مركزي تشكيل داد و هزاران هنرمند مهاجر ايراني از جمله نقاشان را به گرد خود جمع كرد. اگر چيني‌ها در ضمن تاريخ تفصيلي امپراتوري تانگ از او، آن هم به عنوان «پي لوچي» نام نمي‌بردند امروز چگونه مي‌توانستيم باور كنيم در چين فرمانرواي ايراني‌تبار وجود داشته است؟ قراين ديگري هم وجود دارد كه طرح پرسش‌هاي بيشتري درباره اين حلقه گمشده فرهنگ ايران را موجه مي‌دارد.

 آنچه مسلم است اين است كه سرزمين هنرپروري چون ايران نمي‌توانسته است از وجود نقش‌آفرينان سترگ در مقياسي وسيع بي‌نصيب بوده باشد. خوشبختانه ظهور سلسله‌اي از صورتگران بزرگ در ادوار اخير اين فرضيه را به يقين تبديل مي‌كند؛ اگر كمال‌الملك را آغازگر فصلي نو با قوسي تازه از منظومه نقاشي ايران به حساب آوريم به اعتقاد من محمود فرشچيان كلام آخر و درخشان‌ترين فصل اين منظومه تا اين زمان به شمار مي‌آيد. او از 18سالگي با آفرينش اثري به نام «گل آدم بسرشتند» نشان داد كه تصويرگري استثنايي است.

در اين تابلو نه تنها به بعد متعارف نقش تسلط يافت بلكه بعد سوم يعني پرسپكتيو را كه در بين نقاشان ايراني كمتر رعايت مي‌شد در اوايل كار خود وارد كرد و سپس از آن هم گذشت و به پرسپكتيو حسي دست يافت و در خط سيري آفاقي به اقليم فرشتگان كه استعاره‌اي از مدارج عرفاني است، رسيد. براي وصول به اين منزل و مدارج بعدي، فرشچيان راهي طولاني و عميقا هوشيارانه را طي كرد.

 در سروده‌هاي شاعران عرفاني ايران صبورانه تعمق كرد، به جست‌وجو و تأمل در آثار مشاهير نقش‌آفرين جهان در موزه‌هاي اروپا و آمريكا پرداخت و قدم به قدم به كار خود كه از قريحه ذاتي و نبوغ خدادادي نيز به حد وفور سود مي‌برد، غنا بخشيد و بدين ترتيب در هنر خود به مرتبه جهاني رسيد. فرشچيان در فكر نقش‌آفريني گل نيست؛ او مي‌خواهد ما عطر گل را درك كنيم و سعي بر آن دارد كه چشم ما را به دنيايي كه خود ناظر آن است باز كند و در عالم رنج و سرمستي با رنگ‌هاي جادويي بيننده را از سراي مشهود به دنياي ماوراء طبيعت هدايت كند. او از حيث ظاهر در نقش‌هاي ماندگار خود آميزه‌اي از معنويت شرقي و شيوه غربي را به خدمت گرفته و نگاره‌هايش آيينه‌اي است از شكل و شمايل ايراني كه در عين اصالت دل هر صاحبدلي را به يك نظر مي‌ربايد. اما براي دريافت باطن يا بافت دروني كار فرشچيان ديدي ژرف‌نگر لازم است و صبري زمان‌گير. فرشچيان در حوزه نقاشي ايراني يك نقطه عطف و پديده شگفت به شمار مي‌آيد. ادامه هنر تابناك اين هنرمند فرهيخته ايراني را آرزومندم.


٠٦:٥٢ - 1391/08/15    /    شماره : ٥١٧    /    تعداد نمایش : ٧٧٧



خروج